سراب ریالی در قله ۵.۷ میلیونی؛ چرا در نیمه دوم سال نباید سایه شاخص را تعقیب کرد؟
بورس تهران با ثبت رشدهای پیاپی به مرز تاریخی ۵.۷ میلیون واحد رسیده است، اما سنجش این صعود با عینک دلاری، روایت متفاوتی از ریسک و کیفیت سودآوری در نیمه دوم سال را نشان میدهد.
بورس تهران پس از یک دوره طولانی توقف، با شتابی چشمگیر به تابلوی معاملات بازگشت و توانست در کمتر از دو ماه، بازدهی قابل توجهی را به ثبت برساند. عبور از کانالهای روانی و رسیدن به اعدادی که پیش از این دور از ذهن به نظر میرسیدند، موجی از خوشبینی را در فضای اقتصادی ایجاد کرده است. اما در اقتصادی که همواره سایه متغیرهای کلان و نوسانات ارزی بر سر آن سنگینی میکند، آیا تکیه صرف بر رکوردهای ریالی میتواند قطبنمای دقیقی برای ادامه مسیر باشد؟
پاسخ کوتاه
در شرایطی که بازار از نظر دلاری وارد منطقه پرریسکتری شده، رشد یکدست نمادها جای خود را به تفکیک بنیادها میدهد. از این رو، تمرکز از روی عدد شاخص کل، به سمت کیفیت نقدشوندگی و توان شرکتها در مدیریت هزینهها تغییر کرده است.
صعود بیوقفه و هیجان خریداران
آمارها نشان میدهد که از زمان بازگشایی بازار تا اواخر مردادماه و در طی حدود ۵۳ روز کاری، شاخص کل توانسته است تقریبا به همان میزان یعنی ۵۳ درصد رشد کند. این به معنای میانگین صعود یک درصدی در هر روز کاری است. ثبت هفتمین روز متوالی سبزپوشی و ورود شاخص کل به ارتفاع ۵ میلیون و ۷۳۶ هزار واحدی، نشاندهنده عطش نقدینگی برای ورود به سهام است. با ورود بیش از هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی در یک روز و تشکیل صفهای خرید سنگین، بازار فاصله خود را با مرز ۶ میلیونی به کمتر از ۵ درصد رسانده است. در این مسیر، دامنه نوسان محدود نیز به عنوان یک کاتالیزور، رفتار هیجانی خریداران را تشدید کرده و باعث شده تا در مسیر صعود، شرکتهای قوی و ضعیف همگام با یکدیگر رشد کنند.
ترازوی دلاری و وزن واقعی رکوردها
با وجود ثبت رکوردهای خیرهکننده ریالی، نگاهی به ارزش دلاری بازار تصویر متفاوتی را ارائه میدهد. ارزش کل بازار سرمایه در حال حاضر به حدود ۱۱۰ میلیارد دلار رسیده است که از نگاه تحلیلگران، محدودهای پرریسکتر نسبت به حاشیه امن ۸۰ میلیارد دلاری ارزیابی میشود. از سوی دیگر، نسبت قیمت به درآمد بازار در محدوده ۶.۵ مرتبه قرار دارد که اگرچه نسبت به دورههای رونق تاریخی پایینتر است، اما با در نظر گرفتن متغیرهای موازی، به تنهایی نمیتواند مهر تاییدی بر ارزندگی قطعی تمام نمادها در هر قیمتی باشد.
حساسیت به اخبار و رفتار دوگانه شاخصها
بازار سرمایه نشان داده است که واکنشی سریع و معنادار به اخبار سیاسی و تحولات بینالمللی دارد. بررسی دورههای مختلف پس از بازگشایی حاکی از آن است که در مقاطع آرامش، شاخص کل و هموزن رشدهای چشمگیری را تجربه کردهاند، اما در روزهای پرالتهاب تنش، شاخص کل با افت مواجه شده در حالی که شاخص هموزن همچنان مسیر صعودی ملایمی را حفظ کرده است. این رفتار نشان میدهد که جریان پول در مواقع ابهام، تمایل بیشتری به چرخش در میان شرکتهای کوچکتر دارد.
کیفیت رشد در نیمه دوم سال
با عبور از موج اول صعود، بازار وارد فازی میشود که در آن کیفیت حرف اول را میزند. سرمایهگذاری که با رقبای سرسختی همچون دلارهای گرانقیمت و طلای بالای ۱۹ میلیون تومانی مواجه است، دیگر نمیتواند تنها به دنبال کردن روند صعودی شاخص اکتفا کند. در نیمه دوم سال، معیارهایی مانند کیفیت سودآوری، وضعیت فروش و موجودی انبار، و از همه مهمتر، توانایی شرکت در انتقال افزایش هزینهها به قیمت نهایی محصول، تعیینکننده مسیر خواهند بود.
مثال عددی
فرض کنید ارزش معاملات خرد در یک روز کاری به ۶۶ هزار میلیارد تومان برسد. این عدد به عنوان یک رکورد بینظیر ریالی در تاریخ معاملات ثبت میشود. اما وقتی همین رقم عظیم را با نرخ ارز همان روز تعدیل کنیم، به ارزشی در حدود ۳۵۳ تا ۳۵۷ میلیون دلار میرسیم؛ عددی که در مقایسه با ارزش ۱.۳۸ میلیارد دلاری معاملات در یکی از روزهای اوج تیرماه سال ۱۳۹۹، به خوبی نشان میدهد که حجم واقعی معاملات دلاری تا چه حد با رکوردهای اسمی فاصله دارد.
نکتههای کلیدی
- رشد ۵۴ درصدی شاخص کل از ابتدای سال و فتح بیسابقه کانال ۵.۷ میلیون واحدی.
- قرارگیری ارزش دلاری کل بازار در سطح ۱۱۰ میلیارد دلار که حساسیت به متغیرهای کلان را افزایش میدهد.
- اهمیت تشکیل سبدی متنوع و متناسب با میزان ریسکپذیری، با ترکیبی متعادل از سهام، طلا، نقره، ارز و داراییهای با درآمد ثابت.
- تغییر معیار موفقیت در نیمه دوم سال از شکار رشدهای دسته جمعی به انتخاب شرکتهایی با نقدشوندگی بالا و توانایی حفظ حاشیه سود.
پرسشهای متداول
چرا شاخص بورس به ۵.۷ میلیون واحد رسید اما ارزش دلاری بازار ریسکناک است؟
شاخص کل در ۵۳ روز کاری ۵۳ درصد رشد کرد و به ۵.۷ میلیون واحد رسید، اما ارزش دلاری بازار حدود ۱۱۰ میلیارد دلار است که از حاشیه امن ۸۰ میلیارد دلاری پرریسکتر محسوب میشود.
نسبت قیمت به درآمد بازار بورس چند است و چه معنایی دارد؟
نسبت قیمت به درآمد بازار در محدوده ۶.۵ مرتبه است که نسبت به دورههای رونق تاریخی پایینتر است، اما به تنهایی نمیتواند ارزندگی تمام نمادها را تایید کند.
در نیمه دوم سال چه عواملی برای سرمایهگذاری در بورس مهم است؟
در نیمه دوم سال کیفیت سودآوری، وضعیت فروش و موجودی انبار و توانایی شرکت در انتقال هزینهها به قیمت محصول تعیینکننده مسیر خواهد بود.





