تورم ایران چرا وارد مرحله تازهای شده و چه اثری بر زندگی ما دارد؟
تورم ایران دیگر فقط یک جهش مقطعی نیست؛ نرخهای بالا در سالهای اخیر ماندگارتر شدهاند. این تغییر، قدرت خرید، پسانداز و برنامهریزی مالی خانوارها را بیش از گذشته تحت فشار قرار میدهد.
تورم برای خانواده ایرانی پدیده تازهای نیست، اما آنچه امروز اهمیت دارد فقط بالا بودن قیمتها نیست؛ ماندگاری تورم بالا و انتقال آن به سطحی تازه است. مقایسه تاریخی نشان میدهد اقتصاد ایران از دورهای با تورم مزمن اما عمدتا زیر ۳۰ درصد، به دورهای رسیده که چند سال پیاپی نتوانسته به زیر این مرز بازگردد. این تغییر برای همه مهم است، چون دستمزد، پسانداز، اجارهخانه و حتی تصمیمهای روزمره را تحت تأثیر قرار میدهد.
پاسخ کوتاه
تورم ایران از سال ۱۳۹۷ تاکنون به کمتر از ۳۰ درصد نرسیده و نرخ سالانه آن به ۶۹ درصد رسیده است. همچنین میانگین تورم از ۱۹.۰۷ درصد در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۹، به ۳۴.۲۶ درصد از سال ۱۳۹۰ تا مرداد ۱۴۰۵ افزایش یافته؛ یعنی مسئله فقط یک جهش کوتاهمدت نیست و الگوی تورم تغییر کرده است.
تورم مزمن یعنی چه؟
تورم به زبان ساده یعنی افزایش عمومی و ادامهدار قیمت کالاها و خدمات. اگر فقط قیمت یک محصول به دلیل کمبود بالا برود، لزوما با تورم عمومی روبهرو نیستیم؛ اما وقتی خوراک، مسکن، حملونقل، درمان و بسیاری از نیازهای دیگر همزمان گران میشوند، قدرت خرید پول کاهش مییابد.
اقتصاد ایران دستکم نیمقرن با این مشکل درگیر بوده است. در ۴۶ سال از ۵۰ سال گذشته، نرخ تورم دو رقمی بوده؛ بنابراین تورم در ایران یک اتفاق استثنایی نبوده، بلکه به مسئلهای مزمن تبدیل شده است. تفاوت امروز در شدت و دوام آن است. در سه دهه نخست پس از انقلاب، فقط در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ نرخ تورم از ۳۰ درصد عبور کرد، اما از سال ۱۳۹۷ به بعد دیگر به زیر این سطح بازنگشته است.
چگونه الگوی تورم تغییر کرد؟
دهههای مختلف تصویر یکسانی ندارند. میانگین تورم دهه ۶۰ برابر با ۱۸.۰۸ درصد بود و پایینترین نرخ دوره جمهوری اسلامی، یعنی ۶.۹ درصد، در سال ۱۳۶۴ ثبت شد. دهه ۷۰ با جهش نیمه نخست دهه همراه بود و میانگین آن به ۲۴.۴ درصد رسید.
دهه ۸۰ با میانگین ۱۴.۷۳ درصد، آرامترین دوره تورمی نیمقرن اخیر بود. در این دهه بیشترین نرخ ۲۵.۴ درصد در سال ۱۳۸۷ و کمترین نرخ ۱۰.۴ درصد در سال ۱۳۸۴ ثبت شد. در دهه ۹۰ شرایط تغییر کرد: تحریمها، محدودیت درآمدهای ارزی و شوکهای سیاسی و اقتصادی، تورم را به سطوح بالاتری بردند. هرچند در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ تورم تکرقمی شد، از سال ۱۳۹۷ روند افزایشی دوباره شدت گرفت.
چرا تحریم، دلار و بودجه مهماند؟
اقتصاد ایران به درآمد نفت و دسترسی به ارز وابستگی بالایی دارد. محدود شدن فروش نفت یا انتقال درآمدهای ارزی، عرضه ارز را تحت فشار قرار میدهد. افزایش نرخ دلار نیز هزینه واردات کالاهای نهایی، مواد اولیه و ماشینآلات را بالا میبرد و این هزینه در نهایت میتواند به قیمت مصرفکننده منتقل شود.
کسری بودجه هم بخش دیگری از ماجراست. اگر هزینههای دولت بیشتر از درآمدهای پایدار باشد و این فاصله از مسیرهایی تأمین شود که نقدینگی را افزایش میدهند، پول بیشتری در برابر مقدار محدودی کالا و خدمات قرار میگیرد. تورم البته یک علت واحد ندارد؛ تحریم، نرخ ارز، کسری بودجه، رشد نقدینگی و انتظارات مردم میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
اثر تورم بر زندگی و سرمایهگذاری
تورم بالا بیش از همه امکان برنامهریزی را ضعیف میکند. حقوقبگیر نمیداند افزایش درآمدش تا چند ماه پاسخگوی هزینهها خواهد بود، مستأجر با نااطمینانی درباره تمدید قرارداد روبهرو میشود و کسبوکار نمیتواند هزینه مواد اولیه یا قیمت فروش آینده را دقیق برآورد کند.
برای سرمایهگذار ایرانی نیز مقایسه بازده اسمی کافی نیست. باید دید ارزش دارایی پس از در نظر گرفتن تورم چه تغییری کرده است. دسترسی محدود به بازارهای جهانی نیز باعث میشود انتخابهای سرمایهگذار ایرانی با انتخابهای متعارف در بسیاری از کشورها متفاوت باشد. در چنین فضایی، توجه به نقدشوندگی، ریسک، افق زمانی و تنوع داراییها اهمیت بیشتری پیدا میکند، اما هیچ دارایی بهتنهایی تضمینکننده حفظ قدرت خرید نیست.
یک مثال ساده
فرض کنید هزینه ماهانه یک خانوار ۱۰ میلیون تومان باشد و سطح قیمتها طی یک سال ۵۰ درصد افزایش پیدا کند. اگر الگوی مصرف تغییر نکند، همان سبد در پایان سال حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه خواهد داشت. اگر درآمد خانوار در همین مدت فقط ۲۰ درصد رشد کند و به ۱۲ میلیون تومان برسد، سه میلیون تومان از هزینه سبد عقب میماند. این فاصله همان فشاری است که خانواده معمولا با کاهش مصرف، استفاده از پسانداز یا افزایش بدهی جبران میکند.
نکتههای کلیدی
- تورم ایران قدیمی است، اما دوام نرخهای بالای ۳۰ درصد از سال ۱۳۹۷ نشاندهنده تغییر الگوست.
- میانگین تورم از ۱۹.۰۷ درصد در دوره ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۹، به ۳۴.۲۶ درصد از سال ۱۳۹۰ تا مرداد ۱۴۰۵ رسیده است.
- میانگین تورم از سال ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۴۹.۳۱ درصد بوده است.
- تحریم، نرخ ارز، کسری بودجه، نقدینگی و انتظارات تورمی میتوانند همزمان قیمتها را بالا ببرند.
- برای سنجش وضعیت مالی، بازده اسمی بهتنهایی کافی نیست و باید تغییر قدرت خرید نیز در نظر گرفته شود.
- در تورم بالا، بودجهبندی منظم، توجه به هزینههای ضروری و شناخت ریسک داراییها از تصمیمهای هیجانی مهمتر است.





